تبلیغات
شب شیشه ای - پایان شب دوم
هیچوقت مغرور نشو...برگ ها وقتی میوفتن زمین که فکر میکنن طلا شدن

پایان شب دوم

پنجشنبه 4 آذر 1389 01:18 ب.ظ

نویسنده : راز آرزو

            ارزوهای ویكتورهوگو

اول از همه برایتارزومندم كه عاشق شوی و اگر هستی كسی هم به تو عشق بورزد واگر اینگونه نیست نفرت از كسی نیابی .ارزومندم كه اینگونه پیش نیاید اما اگر پیش امد بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی كنی.

برایت همچنان ارزو دارم دوستانی داشته باشی از جمله بد و نا پایدار.برخی نادوست وبرخی دوستدار كه دست كم یكی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد.و چون زندگی اینگونه است برایت ارزومندم كه دشمن نیز داشته باشی.نه كم ونه زیاد.درست به اندازه تا گاهی باور هایت را مورد پرسش قرار دهد كه دست كم یكی از انها اعتراضشبه حق باشد تا كه زیاده به خودت غره نشوی.

ونیز ارزومندم مفید فایده باشی.نه خیلی غیر ضروری تا در لحظات سخت وقتی دیگر چیزی باقی نمانده همین مفید بودن كافی باشد تا تو را سرپا نگه داردو.....................




دیدگاه ها : نظر میدی؟
آخرین ویرایش: - -