تبلیغات
شب شیشه ای - در و به روی سخن نبندیم
هیچوقت مغرور نشو...برگ ها وقتی میوفتن زمین که فکر میکنن طلا شدن

در و به روی سخن نبندیم

چهارشنبه 17 آذر 1389 06:56 ب.ظ

نویسنده : راز آرزو
ارسال شده در: شعرو ذوق ،

من در این تاریكی

فكر یك بره روشن هستم

كه بیاید علف خستگی ام را بچرد

 

من در این تاریكی

 امتداد تر بازوهایم را

زیر بارانی میبینم

كه دعاهای نخستین بشر راتر كرد.

 

من در این تاریكی

در گشودم به چمن های قدیم،

به طلائی هائی،كه به دیوار اساطیر تماشا كردیم.

 

من در این تاریكی

ریشه ها را دیدم

و برای بته نورس مرگ،آب را معنی كردم.

 

 

 

من عاشق اشعار سهراب سپهریم

خیلی شعراش جذابه

به آدم روحیه میده   




دیدگاه ها : نظر میدی؟
آخرین ویرایش: سه شنبه 3 خرداد 1390 05:10 ب.ظ