تبلیغات
شب شیشه ای
هیچوقت مغرور نشو...برگ ها وقتی میوفتن زمین که فکر میکنن طلا شدن

ازتون خیلی خیلی ناراحتم

چهارشنبه 20 آذر 1392 12:04 ب.ظ

نویسنده : راز آرزو
اومدم بگم خیلی بی معرفتین،به خاطر اینکه من حدود دو سال به وبم سر نزدم و شمام اصلا متوجه نشدید
البته زندگی همینه...آدما زود فراموش میشن!!
اومدم که بگم یه ذره به منم توجه کنید بد نیست
راستی داشتم مطالبمو میخوندم و با کمال تعجب به خودم خندیدم(واقعا چقدر افکارم با الان فرق میکرده و چقدر بچه بودم)
راستی برای نمره ی درس فیزیکم وبلاگ درست کردم و الان به هوای وبلاگ فیزیک اومدم سایت مدرسه...ازتون خواهش میکنم از تمام وجودم که بیاید و به وبلاگه نظر بدید تا نمرم خوب شه...از تمام وجودم بهتون التماس میکنم!
خیلی آقایید...خیلی خانومید...

خداحافظ(فعلا).......منو دوباره یادتون نره!!!!!!!



دیدگاه ها : بدو نظر بده
آخرین ویرایش: چهارشنبه 20 آذر 1392 12:20 ب.ظ

اووومدم

یکشنبه 21 اسفند 1390 06:09 ب.ظ

نویسنده : راز آرزو

سلام وصد سلام

با این كه حال و اوضام اصلا رو به سامان نیست ولینمیتونم به شما انرژی منفی بدم....

بدم؟نه نمیدم(برداشت بد ممنوع میباشد)

چه خوشحال بودم چند روز پیش...

شاد و شنگول...

اه...اصلا یادم رفت واسه ی چی اومدم و این طرفا پیدام شده!

شما میدونید واسه چی اومدم؟

احساس میكنم امروز یه 50درصدی 6 میزنم ولی شما این فكرو نكنید...

آها یادم اومد...اومده بودم اولا كه عیدو به همه ی دوستان پررو و كمروم تبریك بگم

راستی امیدوارم چهارشنبه سوری خوبی داشته باشید

به جای من بزنید برقصید چون من به شدت دپ تشریف دارم و اصلا حوصله ی جشن و پای كوبی رو ندارم

........................................دوووووووووووووووستون دارم شدید




دیدگاه ها : نظر میدی؟
آخرین ویرایش: - -

سلووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووم

جمعه 30 دی 1390 06:28 ب.ظ

نویسنده : راز آرزو
ارسال شده در: عكس ،

دوباره واستون چنتا عكس آوردم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




دیدگاه ها : نظر میدی عشقم؟
آخرین ویرایش: چهارشنبه 12 بهمن 1390 07:35 ب.ظ

نظر زیاد

شنبه 14 آبان 1390 04:17 ب.ظ

نویسنده : راز آرزو

خیلی ممنون كه اصلا بهم نظر ندادید...حتی نیومدید یه نگاهی به وب من بدبخت بندازید

خیلی این حركتتون بی شرمانه بود اصلانم یادم نمیره

تازه شماها الآن باید بیشتر هوای منو داشته باشید چون از وسطای مهر تا الآن گوشیوم نیست(احتمالا یكی از دوستام ورش داشته)

دارم دیوونه میشم.....

چندروز دیگه میبرنم امین آباد

راستی دیدید چی شد؟؟؟؟شیث اخراج شد

الهی واسش بمیرم

حالا میمردین اخراجش نمیكردین؟؟؟؟؟؟

راستی تورو خدا نظر بدید............

خواهش میكنم.............




دیدگاه ها : نظر میدی؟
آخرین ویرایش: - -

مسافرت(نظرات زیاد)

یکشنبه 13 شهریور 1390 09:16 ب.ظ

نویسنده : راز آرزو
ارسال شده در: عكس ،

سلام

ببخشید كه یه خرده دیر شد!یه خرده كه نه......خیلی

این خیلیم به خاطر فاینال و مسافرت، درس و مهمونی و..........بود

خدایی مسافرت خیلی عالیی بود.......

ماشا ا... پسرای خوشگل آب و هوای خوب......همه چی داشت

واقعا خوب بود

دوستم (شاخه نبات)بهم گفت محلات خوبه منم با مامانم و دخترخالم و ........(در واقع به اصطلاح خودم زنونه)رفتیم محلات.

دستت درد نكنه ترانه جون كه بهم گفتی برم محلات

چند بارم موقعیتش پیش اومد ولی از بس خرم نتونستم بگیرم(اگه خواستید بهتون میگم موضوعش چیه)

 

فعلا كار دارم باید برم

به قول بعضیا بای تا های

ولی بازم میگم هر كی خواست موضوع محلاتو بفهمه باید زیاد نظر بده تا من دلم نسوزه(مثله دفعه ی پیش)آخه ترانه 2 3 روزه نظراتش شد..........

اونوقت دل من نباید بسوزه؟؟؟؟؟؟

اینم از چنتا عكس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




دیدگاه ها : نظر میدی؟
آخرین ویرایش: یکشنبه 13 شهریور 1390 11:35 ب.ظ

دوباره اومدم

چهارشنبه 22 تیر 1390 04:14 ب.ظ

نویسنده : راز آرزو

سلوم به همگی

ببخشید كه دیر اومدم!آخه كلاسام با اجازتون شروع شده و خلاصه سرم خیلی شلوغه.................

باور كنید راست میگم!

حالاهم براتون عكس آوردم

اگرم بتونم موزیك گروه داركوبو براتون میذارم تو وبلاگم(البته دانلودش كه نه خود موزیكش)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اگه عكسای بالایی نیومد به من چه

عكسای ساوش خیرابیه

 

 




دیدگاه ها : نظر میدی؟
آخرین ویرایش: پنجشنبه 23 تیر 1390 12:04 ب.ظ

همه جور اس

یکشنبه 29 خرداد 1390 03:45 ب.ظ

نویسنده : راز آرزو
ارسال شده در: اس ام اس همه جوره ، خنده ،

قبلا گفته بودم كه میخوام اس بذارم

اومدم كه به قولم عمل كنم

.................................

 

1.شلوار 6سالگیتو بپوش ببین چقدر تنگه،به اندازه ی اون دلم واست تنگه

 

2.به حرمت گوسفندی كه جان حضرت اسمائیل را نجات داد هفت مرتبه بگو بع بع و برای هفت گوسفند دیگر ارسال كن.حتما بگو حاجت میگیری،یه نفر كوتاهی كرد بعد از هفت روز عرعر میكرد

 

3.پیرمرد نگران افق را نظاره میكرد و در انتظار آمدن گاوش اما گاو همچنان بی خیال مشغول خواندن این sms بود

 

4.تو خوب،تو بهترین،تو زیباترین،تو عزیزترین،تو مهربونترین

اما من چی؟!

یه آدم خالی بند!

 

5.لره استخدام رادیولوژی میشه مریض میاد جواب عكسشو بگیره لره بهش میگه:قفسه ی سینت شكسته ولی خودم با فتوشاپ درستش كردم كه دكتر نفهمه!!!

 

6.امروز روزه پوكیه استخوانه!روزت مبارك كله پوك!

 

7.كوتاهترین فاصله برای دوست داشتن یه لبخنده ولی تو نیشتو ببند كه من بدون لبخندم دوست دارم

 

8.میگن ستاره برای چشمك زدن به لبخنده ماه نیاز دراه تو كه ماه من نیستی پس نیشتو ببند

 

9.دیدمت یك شب به دریا خیره بودی تا سحر،كاش دریای تو بودم دل به دریا میزدی

 

10.شماره حساب دلتو بده هرچی عشق نقد نسیه دارم واریز كنم-شما حساب دلم و میدم هرچی غم و غصه داری،به حسابم واریز كن –یه چك سفید از قلبم و میدم هرچی نوشتی غمی نیست!غماتو میخرم........

 

11.بچه به باباش میگه میخوام پیش شما بخوابم باباش میگه پدر سگ مگه نمیبینی جانیست؟!منم روی مامانت میخوابم...............!!!

 

12.یه روز یه زنه تو زمستون با دامن كوتاه میره بیرون یه آقا بهش میگه:بپا رادیاتتون یخ نزنه.زنه میگه:نگران نباش دیشب شوهرم توش ضد یخ ریخته.......

 

13.اگه میخواید زندگی جدیدی داشته باشید با ما تماس بگیرید(سازمان بازیافت زباله)

 

14.سلام فردا شب خونه باشید برای شام میایم خونتون(ستاد ایجاد رعب و وحشت)

 

15.بوسه ای هستم از آن سوی دلی میایم

                                         رخصتی هست كه بر كنج لبت بنشینم؟

 




دیدگاه ها : نظر میدی؟
آخرین ویرایش: - -

واحد جدید پول

یکشنبه 8 خرداد 1390 09:02 ب.ظ

نویسنده : راز آرزو
ارسال شده در: خنده ،
این روزها در محافل اقتصادی جمهوری اسلامی این بحثها مطرح میشود که واحد پول جدیدشان را چه بگذارند و تاکنون اسمهایی هم مثل دینار و درهم و امامی و ولایی و ریال و تومان ... پیشنهاد شده است که بنظر من هیچ کدام از این اسامی برای واحد پول نظام مقدس جمهوری اسلامی در خور شاءن نمیباشد و من به این کارشناسان محترم اقتصادی پیشنهاد میکنم واحد پول جدیدشان را بگذارند پهن ( به کسره پ و ه و سکون نون ) . که این پهن به 100 واحد کوچکتر به نام پشگل ( به کسره پ و گ و سکون ش و ل ) تقسیم میشود . ( که هر صد پشگل میشود یک پهن )
 
این نامها ( پهن و پشگل ) مزایای بسیاری برای اقتصاد جمهوری اسلامی در بر دارد از جمله :
 
1- مردم دیگر دائما درخواست افزایش حقوق نمیکنند چرا که هیچ کس دوست ندارد پهن و پشگل بیشتری نصیبش شود !
 
2- مردم دیگر تورم قیمتها را احساس نخواهند کرد چون مثلا 10 پهن میدهند و یک کیلو گوشت قرمز میخرند یا 30 پشگل میدهند و یک نان بربری میخرند و این گونه معامله برای مردم خیلی لذت بخش و غرور آفرین خواهد بود . ( چون کالای با ارزش را به بهای ناچیز خریده اند ! )
 
3- تورم کنترل میشود چون فروشندگان کالا و خدمات میدانند با افزایش قیمتها ، پهن و پشگل بیشتری نصیبشان خواهد شد که یقینا این عمل مورد خوشایند ایشان نخواهد بود برای همین سعی در تثبیت و کاهش قیمتها مینمایند .
 
4- هر یک دلار آمریکا برابر با یک پهن ( یا 100 پشگل جمهوری اسلامی ) میشود که این میتواند باعث تحقیراستکبار جهانی و افزایش غرور امت حزب الله بشود .
 
5- با این تغییر نام ( به پهن و پشگل ) واردات کالا دیگر بصرفه نخواهد بود و بر عکس صادرات کالا و خدمات افزایش خواهد یافت . چون کالا و خدمات به بهای کمتری تولید میشود در نتیجه تقاضای بین المللی برای خرید آن افزایش می یابد که این رویداد منجر به مثبت شدن تراز بازرگانی جمهوری اسلامی میگردد .
 
6- و سایر مزایای دیگر
 
پس می بینید که این نامگذاری کاملا علمی و کارشناسی شده میباشد بنابراین به متصدیان اقتصادی جمهوری اسلامی پیشنهاد میشود که در اسرع وقت این نامها را بر روی واحد پول جدیدشان بگذارند تا مردم هر چه زودتر از مزایای گفته شده بهرمند شوند



دیدگاه ها : نظر میدی؟
آخرین ویرایش: پنجشنبه 12 خرداد 1390 07:00 ب.ظ

من فقط من

پنجشنبه 5 خرداد 1390 11:38 ب.ظ

نویسنده : راز آرزو
ارسال شده در: غم ،

دیگه دارم دیوونه میشم

فك كن با یكی چت كنی و بهت بگه تو آدم كثیفی هستی.

شما بودید چه عكس العملی انجام میدادید؟

مثه من یاد گذشتتون میوفتاد،گذشته ای كه اصلا تقصیر خودتون نبوده و شروع میكردید به گرییدن یا اینكه فهشو میكشوندید به یارو

به خدا دارم دیوونه میشم

از این زندگی نامرد خسته ام

از اینكه خوانوادت فك میكنن همه چیز با پول تموم میشه خسته ام

از این كه خوانوادم بهم شك داشته باشن خسته شدم

اصلا این زندگی چیه؟

آخه چرا خدا نمیذاره برم

فك كنم 3_4باری خودكشی كردم

همهجورشم خودكشی كردم ولی نمیدونم چرا.............

نمیدونم چرا زودتر نمیرم

حداقل یه بورسیه بگیرم برم پیش فامیلامون تو كانادا

یا هر جای دیگه ی دنیا

فقط برم....................

یه شعری بود اول سال راهنمایی رو تخته سیاه خوندم:

زندگی زیباست ای زیبا پسند

                                   زیبه اندیشان به زیبایی رسند

 

آخه زندگی كجاش قشنگه؟

من تا یادم میاد همش سیاهی بود بس

چرا پسرا دخترارو میندازن تو چاله بعد بهش میگن تو آدم كثیفی هستس و تو زندگی كثافتی داری

من عاشق این شعرم مخصوصا الان خییییلی فاز میده چون دارم مثه ابر بهار گریه میكنم:

الا ای قطره ی اشكی كه بر مژگانم آویزی

                                           هزاران عقده بگشایی اگر بر دامنم ریزی




دیدگاه ها : نظر میدی؟
آخرین ویرایش: - -

پریروز

چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 02:53 ب.ظ

نویسنده : راز آرزو
ارسال شده در: خنده ،

پریروز رفته بودیم پژوهشكده نجوم

خدایی خیلی حال داد

اولش كه داشتیم میرفتیم یه عالمه مردمو اسكل كردیم

مثلا میگفتیم زیپپت بازه در حالی كه یارو نه زیپ داشت و اگرهم داشت زیپش باز نبود اگرهم باز بود ما نمیدیدم

چرا نمیدیدیم؟!ای وای من خوب تو روت میشه اونجای كسی رو نگاه كنی؟؟!

یه چیز دیگه ایم كه میگفتیم این بود كه پشتت آدامسه كه اینكارو وقتی بردنمون شیراز كردیم و این حرفو زدیم یه پیرمرد خرفت 70 80ساله شصتشو بهمون نشون داد(كثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثثافت)اینم یه فهش آبدار برای اون یارو

خدایی تهرانیا از این كارا اشباع شدنوهمچنین با جنبه

خلاصه........این كارای ما باعث شد بچه های دیگرو نبرن!!!!!!!!!!!!

مگه نه؟!!!!؟

حالا چندتا عكس برای شما خوشملا

راستی میخواستم بدونم اگه اس بذارم خوشتون میاد یا نه؟

 

 

 

 

Love quotes

 

 

Life Quotes: Life Is About Creating Yourself

 

 

 

Life Quotes: I Like Being Unperfect

 

 

Love Sayings: Where Is A Love, There Is Life…

 

 

Life Quotes: Waiting For The Storm

 

 

Life Quotes: The Best Thing In Life

 

 

Life Quotes: Life Is The First Gift

 

 

Life Quotes: The Best Things In Life…

 

 

 

Life Quotes: The value of love

 

 

 

 

Life Sayings: Life is living for someone

 

 

 

 

Life Quotes: Life becomes exciting when…

 

 

 

 

Life Quotes: There Are Moments…

 

 

 

 

Somtimes We Need To Stop Analyzing…

 

 

 

Meaning Life Quotes…

 

 

 

 




دیدگاه ها : نظر میدی؟
آخرین ویرایش: سه شنبه 3 خرداد 1390 05:51 ب.ظ

سبز،زرد،آبی و دیگه بس

چهارشنبه 31 فروردین 1390 03:23 ب.ظ

نویسنده : راز آرزو
ارسال شده در: سبز ،

وای امروز داشتم دیگه دیوونه میشدم

حیف اون پولی كه دادم به مدرسه برام بلیط بگیرن(برای فیلم اخرای هی3)

آخه یكی نیست به این ده نمكی بگه مرد حسابی تو چقدر پول میگیری از این فیلما بسازی؟نه راستشو بگو؟

آخه چرا مردمو(كروبی و موسوی و طرفداراشونو)مسخره میكنی مسخره؟!

شیطونه میگه.............

به خاطر همین مسخره بازیته كه مردم فیلمتو تحریم میكنن دیگه

البته خودمونیما خیلی خسته كننده بود!

خوب دیگه چی میخواین بدونین؟!

اصلا همشون برن تو...................

خدارو شكر منلیسانسمو بگیرم میپرم میرم(خدا كنه)

خوب دیگه من انگشتم برگشته بیشتر از این نمیتونم بنویسم!

Ok?

نظر یادتون نره عسیسای من!!!!!!!!!!!

 

خودتون میدونید دیگه فیلتر شده بهتر از این نداشت 

 

 

 

عکاسی

 

 

 

 

عکاسی

 

 

عکاسی

 

 

عکاسی

 

 

عکاسی


بقیش عكسه

دیدگاه ها : نظر میدی؟
آخرین ویرایش: سه شنبه 3 خرداد 1390 05:54 ب.ظ

عكس

جمعه 19 فروردین 1390 05:14 ب.ظ

نویسنده : راز آرزو
ارسال شده در: عكس ،

احساس میكنم یه چی خورده تو سرمو دیوونه شدم!

آخه فردا امتحان مهمی دارمو دیشب به جای درس خوندن رفتم سینما و امروزم كه اومدم نت

خدایا كمك كن دوستای ادرسخون دیگه نتونن ازم تقلب بخوان چون فكر نكنم نمرشون خوب بشه

راستی میشه نظر خصوصی ندید؟؟؟؟؟؟؟؟

 

View Image

 

View Image

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

View Image

 

View Image

 

View Image

 

View Image

 

View Image

 

View Image

 

 

 

View Image

 

 

 

View Image

 

 

View Image

 

 

 

View Image

 

View Image

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظر میدی؟
آخرین ویرایش: سه شنبه 3 خرداد 1390 05:56 ب.ظ

مطلب رمز دار : یه جورایی خصوصی

سه شنبه 16 فروردین 1390 05:19 ب.ظ

نویسنده : راز آرزو
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 16 فروردین 1390 05:36 ب.ظ

امشب عروسیشه

دوشنبه 15 فروردین 1390 08:30 ب.ظ

نویسنده : راز آرزو
ارسال شده در: غم ،

اوایل حالش خوب بود؛ نمیدونم چرا یهو زد به سرش. حالش اصلاً طبیعی نبود. همش بهم نگاه میكرد و میخندید. به خودم گفتم: عجب غلطی كردم قبول كردم‌ها.... اما دیگه برای این حرفا دیر شده بود. باید تا برگشتن اونا از عروسی پیشش میموندم.
خوب یه جورائی اونا هم حق داشتن كه اونو با خودشون نبرن؛ اگه وسط جشن یهو میزد به سرش و دیوونه میشد ممكن بود همه چیزو به هم بریزه و كلی آبرو ریزی میشد.
اونشب برای اینكه آرومش كنم سعی كردم بیشتر بهش نزدیك بشم و باهاش صحبت كنم. بعضی وقتا خوب بود ولی گاهی دوباره به هم میریخت. یه باره بی‌مقدمه گفت: توهم از اون قرصها داری؟ قبل از اینكه چیزی بگم گفت: وقتی از اونا میخورم حالم خیلی خوب میشه. انگار دارم رو ابرا راه میرم.... روی ابرا كسی بهم نمیگه دیوونه...! بعد با بغض پرسید تو هم فكر میكنی من دیوونه‌ام؟؟؟... اما اون از من دیوونه تره. بعد بلند خندید و گفت: آخه به من میگفت دوستت دارم. اما با یكی دیگه عروسی كرد و بعد آروم گفت: امشبم عروسیشه...

 




دیدگاه ها : نظر میدی؟
آخرین ویرایش: سه شنبه 3 خرداد 1390 05:56 ب.ظ

سیمین جون

پنجشنبه 12 اسفند 1389 08:52 ب.ظ

نویسنده : راز آرزو
ارسال شده در: عكس ،

امروز رفته بودم كنسرت سیمین قانم

خدایی خییییییییییییییییییییییلی خوش گذشت

جای همتون خالی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مخصوصا دم باریك جون عسیستر از جونم

به جای همه ی اونایی كه بهم نظر میدن با سیمین جون خوندم و دستمو بردم بالا و تكون دادم

دست بابایی جونم درد نكنه كه برای من و دختر خاله هام و..................بلیط گرفت تا یه كوچولو از این خستگی امتحانا از تنم بره بیرون.

راستی دوباره براتون عكس میذارم

چون میدونم حداقل اگه آپمو نخونید حتما عكسارو میبینید.

چنتا عكس از ابراهیم شكوری و....................

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ببخشید كه عكس كوچیك میذارم!

 

 

این یارو رو كه میبینید عمش تو اداره ی بابای من كار میكنه

 

 

 




دیدگاه ها : نظر میدی؟
آخرین ویرایش: سه شنبه 3 خرداد 1390 05:57 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 3 1 2 3